عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

534

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

بنافرمانى خداى قيام ميكنند بلكه معصيت كاران نزد خلق محترم تراند ) . 103 قد كثر الكذب حتّى قلّ من يثق به : دروغ تا آنجا بسيار گرديده است كه ديگر مرد مورد اطمينان بسيار كم شده است . الفصل الحادى و الستون حرف القاف باللفظ المطلق ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف القاف باللّفظ المطلق قال عليه السّلام فصل شصت و يكم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف قاف بلفظ مطلق آن حضرت فرمودند 1 قرنت الحكمة بالعصمة : حكمت و پاكدامنى وابسته بهم اند ( و هر جا اين برود آن هم مى رود ) . 2 قرنت الهيبة بالخيبة : هيبت و بزرگوارى با ناكامى بهم بسته‌اند ( و شكوه و دور باش بزرگان مانع از ورود آنان در هر كارى است ) . 3 قرن الحياء بالحرمان : شرم و حيا با نا اميدى نزديك است . 4 قرن الاجتهاد بالوجدان : كوشش و يافتن نزديك بهم اند . 5 قرن الأكثار بالملل : پرگوئى و خستگى مردم بهم نزديك اند . 6 قرن الطّمع بالذّلّ : طمعكارى و خوارى بهم نزديك اند . 7 قرن القنوع بالغنى : قناعت و توانگرى بهم بسته‌اند . 8 قلّ ما تصدق الآمال : كمتر اتّفاق افتد كه آرزوها درست از كار در آيند . 9 قرن الورع بالتّقى : پارسائى و خداترسى بهم بسته‌اند . 10 قرنت المحنة بحبّ الدّنيا : رنج و درد و دوستى دنيا بهم بسته‌اند . 11 قلّ ما يعود الأدبار اقبالا : كمتر اتّفاق افتد كه برگشت روزگاريش پيش آمدن باشد . 12 قلّ ما ينصف اللّسان فى نشر قبيح أو احسان كمتر اتّفاق افتد كه زبان و در افشاندن و انتشار زشت و زيبا به راه انصاف رود . 13 قلّ ما تدوم مودّة الملوك و الخوّان : كمتر اتّفاق افتد كه دوستى پادشاهان و دوستان پايدار ماند .